روز دانشجو ...
آگاهی
شفافیتی است که از ورایش بر هر چیزی می توان
نگریست
نگاهی است که با نگریستن به خویش هیچ نمی تواند دید
واژه ها، دستکش های خاکستری، غبار ذهن بر پهنۀ علف
آب، پوست
نام های ما
میان من و تو
دیوارهایی از پوچی برافراشته است که هیچ شیپوری آنها را
فرو نمی تواند ریخت
نه رویاها ما را بس است ـ رویایی آکنده از تصاویر شکسته ـ
نه هذیان و رسالت کف آلودش
نه عشق با دندان ها و چنگال هایش
فراسوی خود ما
بر مرز بودن و شدن
حیاتی جانبخش تر آوازمان می دهد ...
( اکتاویو پاز )
پ.ن: روز دانشجو ... (؟)
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۶/۰۹/۱۷ ساعت 3:54 توسط سارا
|